X
تبلیغات
جمعیت هلال احمر شهریار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت   توسط صلیب سرخ  | 

سیل و سیلاب

در خلال یا پس از یک بارندگی شدید ، مقدار دبی رودخانه به سرعت افزایش یافته و درنتیجه آب از بستر عادی خود سر ریز نموده و دشت سیلابی و مناطق اطراف را دربر می‌گیرد. با بررسی دشت سیلابی قدیمی و آبرفتهای آن ، شاید بتوان با درجه‌ای از تقریب احتمال وقوع و بزرگی سیلهای آتی منطقه را مشخص کرد. اصولا بزرگی سیلها و تکرار آنها در طول زمان تابع شدت بارندگی ، نفوذپذیری زمین و وضع توپوگرافی منطقه است.
البته امروزه به دلیل دخالتهای بی رویه در بسیاری نقاط که قبلا سیل نمی‌آمده ، طغیانهای بزرگی مشاهده می‌شود. فعالیت بشر به چند صورت احتمال وقوع سیل را افزایش می‌دهد. از آن جمله می‌توان به ساختمان سازی در دشت سیلابی رود که مستلزم اشغال بخشهایی از آن است و باعث کاهش ظرفیت طبیعی رود می‌شود، اشاره کرد. به این ترتیب محدوده‌ای از دشت سیلابی که در زمان طغیان زیر آب می‌رود، گسترده تر می‌گردد.
شهر سازیها و حذف گیاهان باعث کاهش مقدار آب نفوذی و افزایش آب سطحی می‌شود. حجم زیاد آب از یک طرف بر برزگی طغیان می‌افزاید و از طرفی با افزایش فرسایش ، رسوباتی به وجود می‌آورد که با برجای گذاشتن آنها ظرفیت بستر اصلی رود کاهش می‌یابد. موارد پیش معمولا تاثیر تدریجی دارند، ولی سیلهای ناگهانی و فاجعه آمیز اغلب بر اثر تخریب سدها و بندها ، ایجاد می‌شوند.

 

پیش بینی سیل

هدف از پیش بینی سیل برآورد دبی جریان و سطح سیلابی است که در یک دوره بازگشت مشخص (مثلا در یک دوره 25 ، 50 یا 100 ساله) احتمال وقوع آن وجود دارد. نتایج این پیش بینی که سیلاب طراحی نام دارد، به عنوان مبنایی برای انتخاب روشهای مقابله با سیل مورد استفاده قرار می‌گیرد. سیلاب طراحی معمولا بر مبنای هزینه لازم برای کنترل آن و میزان ریسک و خطری که تخریب سیستم کنترل سیلاب پیشنهادی برای جان انسانها دارد، انتخاب می‌شود.
در مواردی که گسیختگی سازه آبی منجر به از دست رفتن جان انسانها و اموال زیادی بشود، طراحی بر مبنای سیلابها با احتمال رخداد کمتر و دوره بازگشت طولانی تر ، مثلا سیلاب 1000 ساله و حتی بیشتر ، انجام می‌شود. سطح گسترش و ارتفاع این سیلابها بیش از سیلابهایی است که از احتمال رخداد بیشتری برخور دارند. پیش بینی سیلاب طراحی به دو صورت تحلیلی و زمین شناسی انجام می‌شود که اغلب مکمل یکدیگرند. عواملی که برای پیش بینی تحلیلی سیلاب مورد توجه قرار می‌گیرند شامل موارد زیر است.

1.    بررسی توپوگرافی بخشی از حوضه آبریز که جریان آب را به منطقه مورد مطالعه تامین می‌کند.

2.  تعیین نوع پوشش سطح زمین (سنگ ، خاک ، گیاهان) ، جهت تخمین نسبت آب جاری شده به آب نفوذی و تبخیرشده.

3.    تعیین بزرگترین رگبار و بارندگی محتمل با توجه به داده‌های موجود.

4.  توجه به فصل ، زیرا شرایطی مثل اشباع بودن زمین از آب یا پوشیده بودن سطح آن از برف تاثیر مستقیمی بر جریان سطحی آب دارند.

5.    تعیین ظرفیت ذخیره بستر اصلی رود و دشت سیلابی اطراف آن ، تغییرات احتمالی در ظرفیت ذخیره بخشهای پائین رود در آینده نیز مورد توجه قرار گیرد.

 

محاسبه حداکثر سیل محتمل

بطور کلی محاسبه حداکثر سیل محتمل محتاج برآورد پتانسیل بارش و مقدار و نحوه توزیع بارش در داخل حوضه آبریز است. مقدار آبدهی یا سطح آب رودخانه بر حسب زمان ، معمولا توسط منحنیهای خاصی به نام هیدروگراف نشان می‌دهند. به این منظور اغلب از هیدروگراف واحد استفاده می‌شود. مقدار آبدهی رود در یک مدت زمان مشخص از روی هیدروگراف قابل محاسبه است.
به منظور پیش بینی سیل معمولا مقادیر محاسبه شده برای جریان به تراز (ارتفاع) آب تبدیل می‌شود. مبنای پیش بینیهای زمین شناسی شامل تعیین مرزهای دشت سیلابی توسط تصاویر فضایی و عکسهای هوایی ، جهت تعیین پراکندگی آبرفتها و خاکهای جدید (کواترنر) در دره و شناسایی اشکالی که به وقوع سیل مربوط می‌شوند، ازجمله پادگانه‌ها ، گودالها و مانند آن است، می‌باشد.
این بررسیها زمان دقیق وقوع یک سیل در گذشته را مشخص نمی‌سازد. بلکه ضمن تاثیر وقوع آن در زمانهای جدید زمین شناسی احتمال رخداد مجدد آن را گوشزد می‌کند. نتایج بررسیهای زمین شناسی مخصوصا در جاهایی که رکود طولانی از وضعیت آب و هوایی وجود ندارد، می‌تواند از روش تحلیلی دقیق تر باشد.

اهمیت پیش بینی وقوع سیل

اطلاع از چگونگی جریان ، حجم ، شدت ، مدت ، مکان و بالاخره زمان وقوع سیلها اهمیت ویژه‌ای در طراحی و نگهداری سازه‌های مهندسی ، مخصوصا تاسیسات آبی و همچنین پیش بینی خطرات و زیانهای احتمالی ناشی از سیل دارد. به دلیل شرایط آب و هوایی کشورمان سیلابها ، چه از نوع بهاره و ناشی از ذوب برف باشند و چه از نوع ناگهانی ناشی از رگبار ، بخش عمده‌ای از جریان سطحی اغلب رودهای حوضه مرکزی را تشکیل می‌دهد.
اندازه گیری دبی رودها در کشور ما از 40 سال پیش و ابتدا از رودخانه‌های اطراف تهران آغاز شد. شبکه ایستگاههای اندازه گیری سطح آب و مقدار جریان رودهای کشور (شبکه هیدرومتری) ، در حال حاضر دارای 870 ایستگاه است که بخشی از آن فعال است. شبکه آب شناسی کشور شامل ایستگاههای اندازه گیری آب ، تبخیر ، باران ، برف و آزمایشگاههای تعیین کیفیت آب و رسوب زیر نظر دفتر بررسیهای منابع آب وزارت نیرو اداره می‌شود.

استان گلستان درجنوب شرقی دریای خزر واقع شده و دارای ۱۱ شهرستان است. از قسمت جنوب شرق و شرق به استان‌های سمنان و خراسان شمالی و از شمال به ترکمنستان و از غرب به دریا محدود است. استان گلستان را از لحاظ توپوگرافی می‌‌توان به دو منطقه تقسیم کرد؛ کوهستانی و دشتی. بخش شرقی آن را کوهستان تشکیل می‌‌دهد، یعنی درواقع سمت راست جاده گرگان، علی آباد، رامیان، آزادشهر، مینودشت، گالی کش، کلاله تا شرق مراوه تپه، کوهستانی و پایکوهی است. بخش شمالی و غربی آن دشتی است. سمت چپ جاده مذکور، شامل آق قلا، گنبدکاووس، ترکمن صحرا و خلاصه سراسر نواحی شرق دریای خزر هم مرز با ترکمنستان (اینچه برون، داشلی برون تا مراوه تپه) دشتی است. مناطق کوهستانی جنوب و شرق استان گلستان دارای بارندگی بیشتر و پوشیده از جنگل است. مناطق دشتی، دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک و اراضی مسطح حاصلخیز و همچنین عرصه‌های شور و کویری (نمکزار) است. منطقه سیل خیز، ارتفاعات است بویژه رشته کوه شلمی با ارتفاع ۱۴۶۰ متر از سطح دریا که روستای گلی داغ هم در آن واقع شده و همچنین رشته کوه قره کسمور با ۱۲۷۰ متر ارتفاع. هر دو رشته کوه در شمال شرق کلاله واقع شده‌اند که به هنگام بارندگی، سیلابها از آنها به سمت کلاله جاری می‌‌شوند.

سیلابهایی که در استان گلستان بویژه منطقه کلاله جاری می‌‌شوند، در حوضه رودخانه گرکان (گرکانرود) هستند و از طریق این رود به دریا می‌‌ریزند.

منطقه کلاله در شرق استان گلستان واقع شده و دارای آب و هوایی بسیار مساعد برای کشاورزی است. فصل یخبندان نداشته و آب و هوای معتدل دارد. این منطقه در موقعیتی قرار گرفته است که به هنگام بارندگی، سیلابها از دره‌ها و مسیلهای متعدد از ارتفاعات مذکور و نیز شمالی به سمت آن جاری می‌‌شوند.

بارندگی در این منطقه بیشتر در فصول پاییز و زمستان و بهار صورت می‌‌گیرد، اما از سال ۱۳۸۰، شرایط منطقه (مانند بسیاری از مناطق جهان) به گونه‌ای تغییر کرده است که در مردادماه هم دارای بارندگی شده، آن هم بارانهای شدید و زیاد.

چگونگی به وجود آمدن بارندگیهای شدید در منطقه هوای گرم مرطوب و اشباع از رطوبت، از سطح دریا به وجود می‌‌آید و به صورت ابرهای پراکنده به سمت ارتفاعات شرق استان، مانند رشته کوه‌های شلمی و قره کسمور حرکت کرده و در سطح ارتفاعات به بارانهای شدید تبدیل می‌‌شود. این شرایط، گاه ظرف چند ساعت فراهم می‌‌شود. به عنوان مثال در اولین بارندگی وسیعی که در مردادماه امسال در کلاله اتفاق افتاد، شاهدان عینی تعریف می‌‌کردند که در روستای قولاق کسن، هوا کاملاً آفتابی بود، ولی یکباره بارندگی شروع شد، بنابراین احتمالاً هوای گرم و اشباع از رطوبت دریا به طور اوروگرافیک در ارتفاعات رشته کوه‌های مذکور باعث بارندگی شدید شده اند.

عوامل موثر در جاری شدن سیل و وارد آمدن خسارات جانی و مالی چیست؟

از جمله عوامل موثر در جاری شدن سیل و خسارات ناشی از آن، عبارت‌اند از: تند و رگباری بودن بارندگی (به عنوان مثال ۱۲۰ میلیمتر که به معنی ریختن ۱۲۰ لیتر آب در سطح هر متر مربع زمین آن منطقه است)، فقیر شدن کوه یا آبخیز از پوشش گیاهی (قطع بی رویه درختان و نابودی جنگلها در مساحتهای زیاد در سالهای اخیر)، به زیر کشت بردن عرصه‌هایی از جنگل که درختان آن قطع شده و شخم زدن زمین در جهت غلط (عمود بر شیب) که باعث جاری شدن آب و فرسایش خاک و تشدید سیلاب می‌‌شود، تند بودن شیب کوه و شیب مسیل ها، متعدد بودن حوضه آبخیز یا به هم پیوستن سیلابهای دره‌ها و مسیلهای مختلف به هم قبل از کلاله، مانند شاخه یا شعبه رودخانه قره ناوه که از رشته کوه شلمی سرازیر می‌‌شود و شاخه مادرسو که از ارتفاعات خراسان شمالی و رشته کوه کسمور در شمال شرق کلاله سیلابها را دریافت می‌‌دارد، پایین بودن سطح جاده در مسیر کلاله به مراوه تپه (در اینجا، جاده تقریباً همسطح رودخانه است)، بنابراین با طغیان رودخانه، سطح جاده را سیلاب فرامی گیرد (روی همین اصل، راه کلاله به مراوه تپه نیز بسته شده است). در مسیر کلاله یا گالیکش به پارک گلستان و تنگ راه، یعنی جاده خراسان شمالی، در بعضی قسمت ها، جاده حتی پست تر از سطح رودخانه واقع شده است. به همین دلیل بود که سیل ۱۳۸۰ در این منطقه، خسارات جانی و مالی بیشتری را دربرداشت و در شرایط فعلی هم به محض اینکه سیلابی راه می‌‌افتد، جاده را آب می‌‌برد، در نتیجه فوری پلیس راه اعلام می‌‌کند: راه مینودشت به سمت استان خراسان بسته است. کسانی که قصد رفتن به خراسان را دارند، می‌‌توانند از راه آزادشهر – شاهرود به خراسان بروند. البته قابل ذکر است که کشتار زیاد سیل در سال ۸۰ در محدوده پارک گلستان ناشی از غفلت خود مسافران نیز بوده است، زیرا در کنار جاده در حال استراحت یا تفریح بودند که سیل فرا می‌‌رسد و حدود ۷۰۰ نفر را در این منطقه و مناطق دیگر به قتل می‌‌رساند و بارندگی و سیل ۲۰-۱۹ مرداد ۱۳۸۴ (امسال) هم که باعث تخریب بیش از ۲۵ کیلومتر از جاده گلستان – خراسان و قطع رفت و آمد از این مسیر به مدت حداقل سه ماه شده است، تند بودن شیب و تنگ و باریک بودن بستر رودخانه در منطقه کلاله از دیگر عوامل تشدیدکننده جریان سیل است. اما همین حجم آب از منطقه گنبدکاووس به بعد، خسارت وارد نمی‌آورد، زیرا هم بستر رودخانه وسیع است و هم شیب زمین (رودخانه) کم است که از سرعت و شدت جریان سیلاب می‌‌کاهد و رودخانه آرام می‌‌شود تا به دریا می‌‌ریزد.

تنگ بودن پل ها: پلهای تنگ و باریک سبب تراکم زیاد سیلاب و قوی تر شدن جریان آن می‌‌شود، اما با پل وسیعی که به عنوان مثال در منطقه روستای کوسه ساخته اند، دیگر سیلاب قادر به گسترش به اراضی اطراف نیست. مسکونی و پرجمعیت بودن سراسر منطقه: از علل نابودی زیاد انسان‌ها و تخریب منازل و مزارع، مسکونی و مزروعی بودن سراسر منطقه به دلیل مساعد بودن شرایط اقلیمی و زیستی این قسمت از استان گلستان است. اگر چنین سیلی در غرب یا شمال استان گلستان جاری می‌‌شد، هیچ گاه خسارات به این میزان نمی‌رسید، زیرا این نواحی کمتر مسکونی و اراضی آن کمتر مزروعی است، در نتیجه جمعیت کمتری هم دارد.

تا اینجا عواملی را ذکر کردیم که باعث به وجود آمدن سیل و تخریب شدند، اما عواملی هم در سر راه این سیلاب به وجود آورده شده که باعث کاهش آثار تخریبی آن شده‌اند و آنها سدهای گلستان یک و گلستان ۲ هستند. این سدها نقش مهمی در کاهش حجم آب و در نتیجه آثار تخریبی سیل داشته اند. در واقع اینجا بخوبی یکی از فواید سد که همان ذخیره آب و کم شدن جریان و شدت آن است، ثابت شد.

علل و عوامل نابودی جنگل ها همانطور که در بالا نوشتیم، سراسر شرق استان گلستان، پوشیده از جنگل است، اما سطح جنگلهای این منطقه هم مانند دیگر مناطق کشور، سال به سال رو به کاهش می‌‌رود، بخصوص در منطقه بالادست کلاله مانند جنگلهای رشته کوه‌های شلمی و قره کسمور که سیلابهای شدیدی هم از آنجاها به سمت کلاله جاری می‌‌شود. در اینجا کاملاً محسوس است که در یک مدت زمان کوتاه (یک یا دو ماه یا یک سال) چه سطح وسیعی از درختان جنگلی قطع و جنگل به اصطلاح به بیابان تبدیل می‌‌شود. این روند متاسفانه همچنان ادامه دارد. این قطع بی رویه درختان جنگل، بویژه معلول مصرف زیاد کارخانه‌های چوبی است که در این منطقه احداث شده اند. یک کارخانه (کارخانه نئوپان گنبد) در شرق گنبد کاووس قبل از انقلاب توسط یک سرمایه دار احداث شده بود که با مصادره اموال او بعد از انقلاب، در اختیار بنیاد قرار دارد و یک کارخانه نئوپان دیگر که بعد از انقلاب در غرب فاضل آباد (شرق گرگان) ساخته شده است. برای تأمین چوب موردنیاز این کارخانه‌ها علاوه بر چوبهای جنگلی، مردم را تشویق می‌کنند که در اراضی شیبدار با ایجاد جنگل اکالیپتوس، چوب بیشتری، آن هم در یک مدت زمان کوتاه تر تولید شود. پرداخت به موقوع پول چوب، آن هم با بهای خوب باعث شده است که کشاورزان تشویق شوند حتی زمینهای دشتی که حاصلخیز برای انواع محصولات غذایی و صنعتی باارزش هستند را هم تا حد امکان به زیر کشت درختان اکالیپتوس ببرند، زیرا در این منطقه همان طور که در رسانه‌های گروهی و ارتباطات جمعی نیز آمده، کشاورزان این منطقه هم با محصولات زراعی خود مسئله دارند. به دلیل نخریدن محصول به قیمت تضمینی و پرداخت نکردن به موقع پول محصولات (مانند سویا، کلزا،، پنبه و ...)، کشت اکالیپتوس در شرایط استان گلستان برای کشاورزان از مزایای چندی برخوردار است. هر چند در این استان که به سرزمین طلای سفید (پنبه) معروف بوده، برای کشت پنبه بسیار مساعد است و دو بار در سال می‌‌توان از یک زمین سویا برداشت کرد و به این طریق از وابستگی شدید کشور به این محصول از خارج نجات یافت و خلاصه انواع دانه‌های روغنی مانند کلزا و گل آفتابگردان و... بیشترین تولید را در این منطقه دارند و ... اما با وجود این کارخانه ها، کشت و توسعه درخت اکالیپتوس مزایای بیشتری برای کشاورزان در شرایط فعلی دارد، به عنوان مثال: ۱ – با قیمت خوبی از کشاورزان خریداری می‌‌شود. ۲ - پول آن سریع پرداخت می‌‌شود. ۳ – درخت اکالیپتوس در شرایط آب و هوایی گلستان سریع رشد می‌‌کند و زود قابل برداشت می‌‌شود. ۴ – فقط هزینه کاشت دارد، مثل زراعت نیست که همه ساله کشت شود. ۵ – نیاز به آبیاری ندارد، همان آب بارندگی برایش کافی است.

خلاصه می‌‌شود نتیجه گرفت که مردم منطقه بالادست کلاله اولا با قطع درختان جنگلی و لخت کردن زمین از پوشش درختی و ثانیا با تبدیل زمین آن به زمین زراعی و شخم زدن در جهت غلط، خود باعث بلای طبیعی (سیل ویرانگر) می‌‌شوند، هرچند عوامل دیگری مانند تنگ و باریک بودن بستر رودخانه، پایین بودن سطح جاده و دیگر عوامل طبیعی و انسانی به آن کمک می‌‌کنند.

حوادث چند سال اخیر نشان می‌‌دهد که شرایط اقلیمی منطقه کلاله و اطراف آن تغییر کرده، زیرا همه ساله از سال ۸۰، در مردادماه بارندگیهای شدیدی اتفاق می‌‌افتد و سیلهای خطرناکی جاری می‌‌شود. برای مقابله با این شرایط و جلوگیری از خسارات مالی و جانی تا حد ممکن، باید اقدامات اساسی صورت گیرد و تنها به رساندن آب و غذا و مختصر مایحتاج زندگی برای یک مدت کوتاه کفایت نشود؛ برنامه‌ای که تقریباً تاکنون ظرف این سه، چهار سال گذشته اجرا شده است. باید به طور جدی از تخریب جنگل (قطع درختان و تبدیل زمین آن به زمین زراعی) جلوگیری بشود و با اقدامات آبخیزداری نظیر احداث بانکت در سطح عرصه‌هایی با شیب بیش از ۲۰ درصد که درختان آن قطع شده اند، به منظور نفوذ دادن آب در دل زمین (کوه) از جاری شدن آب به صورت رواناب تا حد ممکن جلوگیری شود. در همان بانکت ها، اقدام به کشت درختان متناسب با آن شرایط خاک و آب و هوا کنند تا ضمن جلوگیری از فرسایش خاک و جاری شدن رواناب و در نتیجه جاری شدن سیل، جنگلها هم سریع احیاء شوند. بانکتها ضمن آنکه مانع از جاری شدن رواناب می‌‌شوند، بستر و شرایط لازم را برای رشد سریع درختان کاشته شده فراهم می‌‌کنند. ایجاد سدهای کوچک (کوتاه) در سرشاخه‌ها و دره ها، وسیع کردن بستر رودخانه‌ها تا حد ممکن و همچنین بلند کردن دیواره رودخانه‌ها و ایجاد بندها در مسیلها از جمله اقداماتی هستند که باعث کاهش حجم سیلاب و کاهش آثار تخریبی آن می‌‌شوند. بالا آوردن سطح جاده‌ها یا تغییر مسیر آنها به نقاط مرتفع تر، سبب می‌‌شود که سیل نتواند به جاده سوار شود.

کشور عزیزمان ایران، در عرض جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجه شمالی، در منطقه تأثیر هوای پرفشار مجاور حاره ای، یعنی در نوار خشک و بیابانی واقع شده است، لذا سراسر کشور، می‌‌بایست تحت تأثیر هوای پرفشار، فقط دارای آب و هوای خشک، بیابانی و کم باران می‌‌شد، اما در طول دوره تکامل کره زمین، دو پدیده اتفاق افتاده که ایران دارای انواع مختلف آب و هواها شده است؛ یکی خشک شدن دریاها، ولی باقی ماندن یک دریا در شمال و یک دریا در جنوب کشور و دیگری چین خوردگی و کوهستانی شدن و بویژه به وجود آمدن رشته کوه‌هایی مانند البرز، زاگرس و کوه‌های مرکزی است. این عوامل در این عرض جغرافیایی سبب به وجود آمدن آب و هوای معتدل مرطوب در شمال، گرم مرطوب در سواحل و جزایر جنوب، مناطق پرآب و باران در غرب، آب و هوای سرد قطبی در ارتفاعات وخلاصه آب و هوای خشک و بیابانی کم آب و باران در بخش‌های مرکزی و جنوب شرقی در کشور شده اند.

به وجود آمدن شرایط طبیعی مذکور در این عرض جغرافیایی سبب شده است که در سراسر کشور، چه مناطق مرطوب و چه خشک، به هنگام بارندگی، سیلابهای شدیدی جاری شود و رودهای طغیانی، ضمن وارد آوردن خسارات زیاد جانی و مالی با ریختن به خارج از کشور، به دریاهای شمال و جنوب و کویرها و باتلاقها و دریاچه‌های داخلی از دسترس خارج شوند. به این طریق این نعمت بزرگ خدا (بارندگی) غالبا به صورت یک عامل زیانبخش یا بلای طبیعی عمل کرده و هدر می‌‌رود. علل جاری شدن سیل و طغیان رودها و زیانبخش واقع شدن آن در کشور ما، از جمله عبارت‌اند از: ۱ – تند و شدید بودن بارندگی ۲ - فقر یا فقدان پوشش گیاهی در ارتفاعات ۳ – خشک بودن خاک ۴ – تند بودن شیب کوه‌ها ۵ – سریع آب شدن برفها در بهار به دلیل افزایش گرمای هوا ۶ – کوتاه بودن فاصله آبخیز (کوه‌ها و ارتفاعات) تا آبریز (حوضه انتهایی رودخانه ها)، بر اثر این عوامل است که همه ساله در نقاط مختلف کشور، مسائل ناشی از طغیان رودها مشاهده می‌‌شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت   توسط صلیب سرخ  | 

زمين لرزه چگونه به شناسايي درون زمين كمك مي‌كند؟

وقتي زمين لرزه‌ي رخ مي‌دهد، بخشي از انرژي آزاد شده از منبع انرژي (كانون زلزله) به شكل امواج لرزه‌ي با سرعت معيني، كه به خواص فيزيكي محيط بستگي دارد، در تمام جهات منتشر مي‌شود. امواج لرزه‌ي وسيله اصلي مطالعات لرزه شناسي است. دانشمندان علوم زمين با مطالعه مسير حركت امواج لرزه‌ي و زمان سير آنها در درون زمين، در مورد خواص فيزيكي مواد در اعماق زمين و ساختمان دروني آن نتيجه گيري مي‌كنند.
خصوصيات امواج لرزه‌ي : امواج لرزه‌ي در يك محيط هموژن به صورت كره‌هاي در حال گسترش منتشر مي‌شوند. خطوط عمود بر اين سطوح كروي (جبهه موج)، مسير موج خوانده مي‌شود. امواج لرزه‌ي را امواج الاستيك نيز مي‌گويند. عبور اين امواج از سنگ‌ها موجب تغيير شكل آنها مي‌شود. پس از وقوع زمين لرزه دو نوع موج دروني و سطحي توليد مي‌شود. امواج دروني خود از دو نوع اند: موج طولي يا فشاري و موج عرضي يا برشي. موج طولي در جهت انتشار موج و موج عرضي در جهت عمود بر انتشار موج سبب ارتعاش ذرات ماده مي‌شود. سرعت انتشار موج طولي هميشه بيشتر از موج عرضي است، و زودتر از بقيه امواج به دستگاه لرزه نگار مي‌رسد، به همين جهت موج طولي را موج اوليه (P) و موج عرضي را موج ثانويه (S) نيز مي‌گويند. امواج سطحي (ريلي و لاو) كه در مجاور سطح زمين منتشر مي‌شوند، سرعت كمتري از امواج دروني دارند و پس از امواج S و P به ايستگاه‌هاي لرزه نگاري مي‌رسند.
امواج لرزه‌ي در سنگ‌ها با سرعت‌هايي منتشر مي‌شوند كه به چگالي و الاستيسيته آنها بستگي دارد (الاستيسيته يا كشساني)، خاصيتي است كه بر اثر آن وقتي يك ماده جامد تحت تأثير نيروهاي مخالف قرار مي‌گيرد تغيير شكل و اندازه مي‌دهد ولي با از بين رفتن نيرو به حالت اول برمي گردد، ميزان اين تغيير شكل را بر حسب ضرايب مختلف الاستيك بيان مي‌كنند.)
براي آن كه چگونگي كاربرد امواج لرزه‌ي را در شناخت ماهيت دروني زمين توضيح دهيم بايد به برخي از خواص امواج لرزه‌ي اشاره كنيم. امواج لرزه‌ي دروني، مانند امواج نوري، ضمن انتشار ممكن است منعكس يا منكسر شوند. انعكاس پديده‌ي آشناست. وقتي پرتوهاي نور به سطي مانند آينه برخورد مي‌كنند منعكس مي‌شوند. امواج لرزه ‌ي نيز به وسيله سطوح بسياري در درون زمين، مثل سطح بين هسته و گوشته يا گوشته و پوسته مي‌توانند منعكس شوند. انكسار نيز زماني رخ مي‌دهد كه سرعت امواج لرزه‌ي تغيير كند، مثل پرتوهاي نور وقتي كه از هوا وارد آب مي‌شوند.
مسيري كه هر موج طي مي‌كند بستگي به تغييرات سرعت آن در طول مسير دارد، اگر فرض كنيم كه سرعت انتشار موج لرزه‌ي در تمام نقاط در داخل زمين يكسان باشد، در اين حالت مسير موج به صورت يك خط مستقيم خواهد بود . اما زمين عملا" به صورت ساده فوق نيست. امواج لرزه‌ي ضمن عبور از يك ماده به ماده ديگري كه خواص الاستيك و چگالي متفاوتي دارند، به علت تغيير سرعت، تغيير مسير، مي‌دهند يا به عبارت ديگر در مرز بين دو ماده مي‌شكنند . تغيير سرعت در يك محيط ممكن است تدريجي يا ناگهاني باشد . وقتي با افزايش عمق، سرعت امواج لرزه‌ي به تدريج افزوده شود، امواج به طور پيوسته شكسته مي‌شوند و در نتيجه مسيري منحني شكل پيدا مي‌كنند.


مسير امواج دروني در كره زمين نيز به طور كلي منحني شكل است. در جايي كه سنگ‌هايي با خصوصيات فيزيكي كاملا" متفاوت در كنار هم قرار گرفته باشند، سرعت امواج لرزه‌ي ناگهان تغيير مي‌كند (افزايش يا كاهش شديدي پيدا مي‌كند) و در نتيجه مسير امواج شكستگي مشخصي نشان مي‌دهد. چنين مرزهايي را در داخل زمين انفصال يا ناپيوستگي مي‌گويند. چند انفصال مهم در زمين مشخص شده است. در نتيجه زمين به سه بخش پوسته، گوشته و هسته (داخلي و خارجي) تقسيم شده است  امواج لرزه‌ي ممكن است به وسيله سطوح يا مرزهايي كه در داخل زمين وجود دارند هم منعكس و هم منكسر شوند.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت   توسط صلیب سرخ  | 

عکس هایی از باشگاه امدادونجات خواهران

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت   توسط هلال احمر  | 

به اطلاع امدادگران (برادر و خواهر) عزیز که در دوره عمومی امداد

شرکت کرده اند میرساند.

آخرین جلسه این دوره در روز چهار شنبه مورخ ۱۲/۷/۹۱

و روز امتحان پنج شنبه مورخ ۱۳/۷/۹۱

راس ساعت۱۰صبح

میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت   توسط صلیب سرخ  |